X
تبلیغات
رایتل

داستانهای یک فروشگاه

عناوین آخرین یادداشت‌ها

  • سرما و فراموشی.... (پنج‌شنبه 25 آبان 1396 13:42)
    چند روز پیش عده ای از همکاران به داخل دفتر امده و اعتراض کردند که هوای فروشگاه سرده و تعداد بخاری ها را افزایش دهید بنده هم گفتم که به دلایل متعدد امکانش نیست... یکی از همکاران: هوا سرده تعداد بخاریها را اضافه نمی کنید؟ بنده: نخیر امکانش نیست یکی از همکاران: چرا؟ بنده: چون هم از نظر ایمنی و هم از جهت مسائل دیگه امکانش...
  • امشب صدای تیشه از بیستون نیامد..... (دوشنبه 22 آبان 1396 13:44)
    دیشب جایی مهمان بودیم ناگهان خانه شروع به لرزیدن کرد و لوستر وسط سالن که لوستر بزرگی هم بود شروع به چرخیدن کرد دختر بچه هفت ساله ای انجا بود که ناگهان زد زیر گریه و به اغوش پدرش پرید پدرش از او پرسید چرا گریه می کنی؟ که با همان زبان کودکانه گفت: خونه میخواد خراب بشه نمی خوام جونمو از دست بدم! ....فردا صبح توی تلگرام...
  • دو مینی پست از نام نیک تا ناکارامدی..... (پنج‌شنبه 18 آبان 1396 12:46)
    پست اول: من معتقدم اسم در زندگی و حتی در اینده افراد نقش دارد این که افراد ما را به چه اسمی صدا بزنند و این که جامعه ما را با چه کلمه ای بشناسند در روح و روان ما و نهایتا در زندگی ما اثر می گذارد مثلا بازار یابی بود که نام خانوادگیش" اب در دیده" بود! یکبار از او پرسیدم معنی فامیل شما چیست که گفت پدر بزرگم...
  • انشاء (پنج‌شنبه 18 آبان 1396 12:45)
    به نام خدا موضوع انشا:مادر من مادرم را خیلی دوست دارم چون هر روز صبح لباس هایم را به من می پوشاند و توی کیفم نان و پنیر می گذارد و مرا به مدرسه می فرستد ظهر هم که می ایم برایم ناهار درست می کند من از پلو عدس خوشم نمی اید ولی مادرم مرتب ظهرها برایم پلو عدس درست می کند وقتی هم که به او می گویم من پلو عدس دوست ندارم سرم...
  • عظمت در نگاه شماست..... (پنج‌شنبه 11 آبان 1396 21:41)
    10 ابانماه 96 در یک هتل در تهران.... شب ناگهان از تخت پایین افتادم سابقه سقوط از تختخواب را در کارنامه ام نداشتم ولی هول داشتم از پرواز جا بمانم بلیط هواپیمایم اول صبح بود و می ترسیدم که به پرواز نرسم ....به ساعت مچی ام نگاه کردم ساعت 10 را نشان می داد در همان حالت خواب و بیدار با خودم گفتم قاعدتا نباید ساعت 10 باشد...
  • جایزه.... (شنبه 29 مهر 1396 21:17)
    روزهای اولی که به این فروشگاه امدم طبعا برای راه اندازی ان احتیاج به تبلیغات داشتیم برای همین یک سیستم جایزه و قرعه کشی راه انداختیم.....هر کسی بیست هزار تومان خرید می کرد یک کارت می گرفت و طبعا داخل کارت مشخصات خودش و محل سکونتش را یادداشت می کرد و از این مشخصات برای شناسایی مشتریان و اطلاعات بازاریابی استفاده می...
  • لیاقت..... (شنبه 29 مهر 1396 20:55)
    عاملی در زندگی هست به اسم" لیاقت!".....من معتقدم هر کاری که ادم می خواهد انجام دهد باید عنصر" لیاقت" را مد نظر داشته باشد ایا این کاری که می کنی لیاقت ان را دارد که برایش وقت بگذاری؟ ایا این حس و انرژی که برای کسی می گذاری ایا لیاقت محبت و توجه شما را دارد؟ حتی این غذایی که می خورید لیاقت ورود به...
  • یک داستان غم انگیز و دو مینی پست بی ربط.... (یکشنبه 23 مهر 1396 13:45)
    پست اول:در این دنیا داستان ها غم انگیزی وجود دارد که گاها اشک ادم را در می اورند یکی از این داستان های غم انگیز داستانی هست به اسم "کالری!"....مثلا همانطور که مستحضرید بادمجان یکی از الطاف خفیه و مظلوم الهی است! مظلوم از ان جهت که خدمات زیادی به بشریت و بخصوص اشپزی شرقی انجام داده ولی متاسفانه نام او نه تنها...
  • مشکلات طبقه متوسط.... (پنج‌شنبه 20 مهر 1396 21:37)
    ما اینجا گاهی سنگ صبور می شویم! برخی ادمها بخصوص مردان تنها هستند بر خلاف اینکه خیلی هم دورشان شلو غ است خیلی حرفها را نمی توانند به اطرافیانشان بگویند برای همین گاهی اینجا به اصطلاح در دلشان باز می شود ...گاهی مشتریها یا بازاریاب ها می ایند توی دفتر می نشینند و درد و دل می کنند و حرفهایی می زنند که ناشی از فشار...
  • چگوارا..... (سه‌شنبه 18 مهر 1396 21:15)
    اخیرا به مناسبت سالمرگ چگوارا انقلابی معروف ارژانتینی تحلیل های فراوانی در رسانه ها منتشر شده....انچه مسلم است دهها سال است چگوارا در بین جوانان ارمان خواه و انقلابی تبدیل به یک اسطوره شده ولی من فک می کنم این اسطوره شدن بیشتر بخاطر ظاهر فوق العاده جذاب او باشد بخصوص ان عکس معروفی که البرتو کوردا عکاس کوبایی از او...
  • می بخشید خانم دکتر!..... (یکشنبه 16 مهر 1396 08:34)
    بنده بخاطر شغلی که دارم مرتب بازاریابها به دنبالم هستند زنگ می زنند می ایند می روند حتی اگر تلفنم نصفه شب هم روشن باشد ناگهان یه نفر زنگ می زند که "اب معدنی دارم با نیترات صفر و املاح معدنی مفید چند شل بفرستم !؟" مخصوصا اینکه بازاریاب ها به علت رکود تحت فشار شرکت ها هستند وبه همین دلیل بیشتر زنگ زده یا...
  • سه مینی پست مرتبط با زنان (جمعه 14 مهر 1396 21:12)
    اپیزود اول:درسا درخشانی شطرنج باز ایرانی که به علت مشکل حجاب از تیم ملی کنار گذاشته شده بود به تیم ملی امریکا پیوست....من فکر می کنم این خبر واقعا شرم اور است! اصلا بحث علت محرومیت مطرح نیست بلکه این مثال جالبی برای فراری دادن نخبگان و فرار مغزهاست واقعا نمی شد این نابغه شطرنج که می توانست برای کشور افتخار بسازد را در...
  • ملاقات حسن با خدا..... (دوشنبه 10 مهر 1396 21:03)
    حسن یک شب گرفته بود یعنی دلش گرفته بود پا شد و یک فنجان چایی برای خودش ریخت روی صندلی نشست و تلویزیون را روشن کرد که شاید حالش بهتر شود اخبار بود یک نفر خودش را در یک بازار منفجر کرده بود زمین از خون قرمز شده و یک جفت دمپایی بچگانه خون الود هم گوشه ای افتاده بود حالش بدتر شد موبایلش را برداشت و گشتی در دنیای مجازی زد...
  • صنعت آموزش عالی! (دوشنبه 3 مهر 1396 14:15)
    چند روز قبل برای دیدن یکی از اساتید به یکی از دانشگاه های غیر انتفاعی رفتم دختران و پسران جوان به همراه والدینشان اسکناس به دست و کارت بانکی به کف! توی صف ایستاده بودند تا بدون کنکور در دانشگاه ثبت نام کنند...بعضی از انها حتی حوصله پر کردن اطلاعات در کامپیوتر توسط متصدی کافی نت دانشگاه را هم نداشتند! و می گفتند نوبت...
  • ترس.... (پنج‌شنبه 30 شهریور 1396 13:30)
    مادرم یک حیاط خلوت دارد که مملو از گلهای رنگارنگ است شمعدانی حسن یوسف ناز گل کاغذی یاس رازقی ...و تقریبا یک باغ کوچک است چندی پیش ایشان یک قناری خرید و قفسش را کنار گلدان ها گذاشت ....یک قناری نارنجی خوشگل و فوق العاده خوش صدا که کاملا با ان مجموعه هم اهنگ بود خیلی زیبا می خواند و البته مادرم هم مثل یک ادم و در حقیقت...
  • خورشید سبز...... (پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 13:47)
    همه ما از دوران مدرسه خاطراتی داریم نسیم پاییزی در مهرماه که به صورتمان می خورد انها زنده می شوند..... کلاس اول در یک محله فقیر نشین به مدرسه رفتم محله ای که طبعا بچه های ناارامی داشت اول مهر مادرم یک کت و شلوار و پیراهن همراه با پاپیون ! به من پوشانید و موهایم را شانه زد و به مدرسه برد بالاخره من فرزند ارشد او بودم و...
  • اب معدنی..... (یکشنبه 12 شهریور 1396 13:55)
    جمعه صبح برای دوچرخه سواری به پارک ها رفتم انجا به یکی از فروشگاههای داخل پارک رفتم و مثل همیشه یک اسکناس هزار تومانی دادم و از فروشنده خواستم که دو اب معدنی کوچک بدهد که او هم گفت قیمت دو اب معدنی کوچک 1500 تومان می شود....من هم بواسطه شغلی که دارم و قیمت خرید کالاها را می دانم روی قیمت ها حساسم یعنی گاهی از...
  • حرف..... (یکشنبه 12 شهریور 1396 13:39)
    گاهی ادم با کسی دعوایش می شود اصطکاک طبیعی است قدیمی ها می گفتند اگه دو تا کاسه چینی را هم کنار هم بگذارید بالاخره یه صدای از انها در می اید..... اگر با کسی حرفتان شد دعوایتان شد مواظب ان چیزی که از دهانتان خارج می شود باشید گاهی یک مشت می زنی توی صورت کسی دماغش می شکند و بعد هم دوا و درمان می کند و خوب می شود ولی...
  • توریسم و ویلاسازی.... (پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 21:11)
    در مسافرتی چند روزه به شمال چند نکته به ذهنم رسید که در سه پست جداگانه می گویم.... همیشه در مسافرت ها این سوال برایم پیش می اید که چرا هزینه سفر در ایران اینقدر بالاست ؟.چرا یک خانواده از یک طبقه متوسط وقتی مثلا بخواهد به شمال یا کیش سفر کند باید با خودش غذا ببرد و یا در چادر بخوابد چون رستورانی که یک غذای خوب و با...
  • مدرک جمع اوری زباله! (پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 21:09)
    من معتقدم هرجوانی که خواست دیپلم بگیرد ابتداباید یک کتاب کوچک در حد چند صفحه به او بدهند و به انها گفته شود ابتدا این کتاب را پاس کنید و بعد دیپلم گرفته و وارد دانشگاه شوید....در ان کتاب یک داستان است ! و داستان از این قرار است که روزی یک نفر با دوستانش به یک جنگل رفت و همگی چلوکباب خورده یک نوشابه خانواده را به همراه...
  • فرهنگ توالت نگاری! (چهارشنبه 8 شهریور 1396 13:45)
    در ابتدای سفر و توی جاده چیزی که توجهم را جلب کرد فرهنگ توالت نویسی در جاده هاست! یعنی طبعا من از دستشویی های زنانه خبر ندارم ولی روی درب توالت های مردانه که معمولا بسیار کثیف و غیر قابل لمس است مطالب زیادی نوشته شده که ادم را به فکر فرو می برد که چرا بعضی ها در یک چنین فضای متعفنی سعی در افرینش ادبی یا هنری یا ارسال...
  • بو و موسیقی.... (پنج‌شنبه 2 شهریور 1396 13:03)
    زمستانها صبح ها دوچرخه سواری می روم و تابستانها هم شب ها....حال و هوای هر دو وقت فرق دارد چون حس ادم هم فرق می کند ولی کلا شب یه چیز دیگه است.....درپاییز و زمستان صبح های جمعه تا ظهر سوار دوچرخه ام و چون مسیر دوچرخه سواری من از پارک های می گذرد مردم را می بینم که در پارک ها نشسته اند موقع ظهر که می شود بوی کباب راه می...
  • انحصار و تلگرام..... (سه‌شنبه 31 مرداد 1396 11:11)
    انحصار فقط خاص حکومت های مطلقه نیست حکومت هایی که رسانه ها فرهنگ اقتصاد سیاست.....را کنترل می کنند گاهی اوقات دموکراسی ها اگر مواظب نباشند دچار یک انحصار همیشگی و تاریخی می شوند چون مثلا انحصار در کره شمالی یا زیمباوه یا سودان که به واسطه یک حکومت مطلقه برپا شده خواه ناخواه روزی از بین می رود چون استبداد و فقدان ازادی...
  • توهم اعداد! (یکشنبه 22 مرداد 1396 20:10)
    ریاضی خیلی مهم است خیلی زیاد! انهاییکه گاها در شبکه های مجازی مسخره می کنند که مثلا عمرمان تمام شد و نفهمیدیم انتگرال و دیفرانسیل به چه دردمان می خورد اینها از غافلانند!....اعتقاد شخصی من این است که اگر می خواهید روانشناسی بخوانید تا مقطع لیسانس ریاضی بخوانید اگر می خواهید جامعه شناس شوید اول لیسانس ریاضی بگیرید اگر...
  • مالکیت.... (یکشنبه 22 مرداد 1396 13:00)
    من فکر می کنم باید در مورد مفهوم مالکیت تامل بیشتری کرد! یعنی مثلا وقتی کسی می گوید که "ماشین من!" یعنی منظورش این است این ماشین مال من است و می توانم ان را بفروشم یا داشته باشم یا حتی ان را منفجر کنم! و خلاصه هر کاری که دلم خواست می توانم با این ماشین انجام دهم چون مال من است ولی اگر صاحب ماشین کمی تامل کند...
  • چالش اخلاقی در دندان پزشکی (سه‌شنبه 17 مرداد 1396 13:55)
    امروز به دندان پزشکی رفتم .....انجا یک مجموعه ای بود مانند درمانگاه که چند دندانپزشک مشغول کار بودند انجا خانمی را دیدم امد و معاینه شد و پزشک به او گفت که درمان عصب دندان ایشان کمی مشکل است و فقط یک نفر در این درمانگاه می تواند این دندان را ترمیم کند که ایشان هم بیمار خانم نمی پذیرند! و شما باید به یک درمانگاه تخصصی...
  • بی خوابی (یکشنبه 8 مرداد 1396 21:20)
    من به قهوه علاقه زیادی دارم البته چایی هم می خورم ولی فقط برای صبحانه به غیر صبحانه هیچ علاقه ای به چای ندارم و در بین روز فقط یک فنجان قهوه می خورم ولی خوردن قهوه در بعد از ظهر برای بنده یک چالش است....بعد از ظهرها بشدت هوس قهوه دارم ولی اگر بخورم شب بی خوابی عجیبی گریبانم را می گیرد حتی وقتی شبها ورزش هم می کنم و از...
  • زندگی مثل یک فنجان قهوه است..... (سه‌شنبه 3 مرداد 1396 22:12)
    عنصر زمان در زندگی بسیار مهم است شما وقتی غذایی می پزی مثلا این غذا باید یکساعت روی اتش باشد تا پخته شده و مطابق میل و طبع شما باشد این یعنی اینکه اگر شما نیم ساعت زودتر غذا را از روی اجاق برداری ان غذا خام است و طبعا مورد استفاده نیست و اگر یک ساعت دیرتر سراغ غذا بروی ان غذا سوخته و دیگر قابل استفاده نیست....در مثالی...
  • لطفا دوستان مواظب باشند! (سه‌شنبه 3 مرداد 1396 13:30)
    اخیرا عکس هایی از یک مجری معروف و جنجالی که همیشه ظاهری موجه داشته و بعضا دیگران را هم در مصاحبه هایش نصیحت می کرده منتشر شده که در دشت های زیبای سوییس با ظاهر و پوششی متفاوت و البته به همراه همسر و فرزند خودشان نشسته اند و از یک بطری که ظاهر ان شباهت چندانی به بطری اب معدنی ندارد! مایعی می نوشند.... من دو دیدگاه در...
  • دلیل تغییر سبک زندگی چیست!؟.... (جمعه 30 تیر 1396 12:45)
    مسئله ای که اخیرا در عرصه فرهنگی مورد بحث و صحبت است تغییر سبک زندگی است ....بعضی رفتارها لااقل در بین اقشاری از مردم بخصوص جوانان رواج یافته که برخی ان را ناهنجاری میدانند مثلا نگهداری حیوانات خانگی مثل سگ و گربه رایج تر از قبل شده پوشش جوانان تغییر یافته و باز هم رو به تغییر است امار عجیبی از تعداد جوانان تهرانی که...
( تعداد کل: 263 )
   1      2     3     4     5      ...      9   >>
صفحات
( تعداد کل: 263 )
   1      2     3     4     5      ...      9   >>
صفحات