X
تبلیغات
رایتل

داستانهای یک فروشگاه

خاطرات و داستانهای مدیر یک فروشگاه بزرگ

عناوین آخرین یادداشت‌ها

  • دو نکته در مورد پلاسکو.... (جمعه 1 بهمن 1395 17:42)
    نکته اول: ساختمان پلاسکو شاید اولین ساختمان مرتفع و مدرن ایران بود یعنی زمانی ساخت ان اغاز شد که قیمت نفت ارام ارام در حال افزایش بود و روند مدرن سازی جامعه ایران اغاز شده بود ساختمان های عظیم فرودگاهها سدها ...یکی یکی ساخته شدند و شاید ان دوران به دنبال یک سمبل بودند یک سمبل و نماد در پایتخت که پیشرفت و یک شهر مدرن...
  • ساختمان.... (پنج‌شنبه 30 دی 1395 14:18)
    یک ساختمان اتش می گیرد و فرو می ریزد....عده ای برای نجات پول ها و چک و سفته هایشان حاضر نیستند ساختمان را ترک کنند و ترجیح می دهند با پولهایشان در اتش بسوزند....عده ای دیگردور ساختمان حلقه زده اند با شور و هیجان با اتش و ویرانه های ان سلفی و عکس یادگاری می گیرند و اجازه نمی دهند امدادگران خودشان را به ساختمان...
  • شعر... (چهارشنبه 22 دی 1395 20:30)
    نمی خواهد برایم شعر بگویی....خودت را با وزن و قافیه خسته نکن....این ها مشتی قوانین خسته کننده و کسالت اورند....یک پیراهن بپوش به رنگ گلهای باغچه....موهایت را پریشان کن ....یک رژ قرمز رنگ.....یک لبخند کم رنگ ......انوقت خودت یک شعر مجسمی... . "مهرداد"
  • مادر بزرگ رفت.... (سه‌شنبه 21 دی 1395 19:21)
    دیشب برادرم به فروشگاه امد و گفت مادر بزرگ فوت شده من هم زیاد شوکه نشدم چون می دانستم که حالش چندان خوب نیست درب دفتر را قفل کردم و با او به خانه اش رفتیم...جسدش را در یک اتاقی گذاشته بودند و یکی از عمه هایم بالای سرش قران می خواند که البته درب اتاق بسته بود می خواستم وارد اتاق شوم و او را ببیینم که مادرم مانع شد و...
  • مرد بزرگ بدون هیچ قضاوتی... (دوشنبه 20 دی 1395 21:05)
    من نمی خواهم اینجا در مورد هاشمی رفسنجانی صحبت کنم چون اول اینکه در ان حدی نیستم که بتوانم قضاوت کنم و دوم اینکه اصولا ان مرحوم از ان مردان بزرگی است که قضاوت اکنون در موردش زود هنگام است می گویند برخی شخصیت ها و یا وقایع تاریخی انقدر بزرگند که حداقل نیم قرن باید بگذرد و اسناد و مدارک منتشر شود ارام ارام غبارهای ابهام...
  • مادربزرگ.... (دوشنبه 13 دی 1395 21:51)
    هفته قبل مادر بزرگم بعلت مشکلات کهنسالی و از همه بدتر نارسایی قلبی در بیمارستان بستری بود و یک دکتر هم به او گفته قلبت حداکثر پنج سال دیگه کار می کنه و بعدش از کار کردن می ایسته....من نمی دونم ایا واقعا یک پزشک حق داره یک چنین حقیقت تلخی را به بیمارش که یک پیرزن هشتاد ساله بیمار که طبعا روحیه خوبی هم ندارد بگوید واقعا...
  • مرجوعی.... (شنبه 11 دی 1395 20:47)
    یکی از مشکلاتی که در کار ماست" مرجوعی" است یعنی گاهی یک مشتری چیزی می خرد و ان را بنا به دلایلی نمی پسندد حالا یا حق با مشتریست یعنی واقعا کالا کیفیت لازم را نداشته یا اینکه کالای مورد نظر مطابق سلیقه اش نبوده ما معمولا در این موارد خیلی سخت نمی گیریم هم به خاطر مشتری مداری و هم اینکه می خواهیم بحث بیهوده...
  • کورنومتر.... (جمعه 10 دی 1395 22:43)
    الان در ایام امتحاناتم امتحان داشتن برای یک ادم شاغل مصیبت بزرگی است برای همین فعلا فرصت نوشتن ندارم ولی برای استراحت فیلم "سکس و فلسفه" را برای دومین بار دیدم نمیشه گفت که فیلم خوبی است ولی چون شاعرانه و خوش اب و رنگ است تماشایش حس خوبی دارد در ضمن بر خلاف اسمش منتقد روابط امروز است روابطی که سکس جای عشق را...
  • حمایت از حقوق ربات ها! (جمعه 3 دی 1395 19:02)
    همانطور که می دانید ربات ها و تکنولوژی ساخت ان بسرعت در حال پیشرفت است و این ماشین ها در رستوران ها فروشگاهها و کارخانه ها مشغول کارند و کار ادمها را انجام می دهند بدون اینکه بیمار شوند مرخصی بخواهند و چشم داشت حقوق و دستمزد داشته باشند و یا اعتصاب و اعتراض کنند ..... یکی از کاربردهای رو به فزونی ربات ها در کارهای...
  • دنیای سمبوسه ..... دنیای اسپرسو (چهارشنبه 1 دی 1395 12:19)
    همکلاسی در دانشگاه دارم که اهل یکی از شهرهای کوچک است و متولد 70 است پسر باهوش و با حال است و البته شاگرد اول دوره ی ماهم محسوب می شود ایشان خاطره جالبی تعریف می کرد.... چندی قبل ایشان با دخترخانمی اشنا شده بودند! و برای اشنایی بیشترابتدا ایشان را به ساندویچ فروشی علی بابا در میدان احمد اباد برده و برای ایشان دو...
  • عید امید.... (چهارشنبه 24 آذر 1395 21:47)
    هوا سرد است حیوانات در لانه های خودشان خزیده اند و جرات بیرون امدن از اعماق زمین و یا تنه درختان را ندارند غذا کمیاب است خرگوشها و سنجابها با اندامی نحیف و لاغر سرگردان و بهت زده بر روی زمین یخ زده به دنبال غذایی می گردند بلکه گرسنه نمانند و روباه ها هم بر روی زمین برفی به دنبال شکار سنجابها و خرگوشها و پلنگ ها هم به...
  • راننده تاکسی.... (یکشنبه 21 آذر 1395 20:42)
    ما اینجا "خنزر" هم می فروشیم البته به طور محدود اسباب بازی جوراب دستکش جاکلیدی حتی سنگ پا و سفید اب !...من باورم نمی شد این دوقلم اخر را بخرند ولی از اتفاق هر وقت سنگ پا و سفید اپ و لیف های زبر قدیم و پشتمال می اوریم فوری فروش می رود این خرده ریزها استفاده خوبی هم دارد ولی از بس فروشگاهها این اجناس را گران...
  • رابطه عشق و هنر.... (شنبه 20 آذر 1395 20:39)
    نوشته های یک نویسنده نقاشی های یک نقاش اثار یک موسیقی دان نمی تواند بی ارتباط با انچه در درونش می گذرد باشد من حافظ را نمی شناسم ولی احتمالا وقتی زیباترین غزل هایش را می سروده یا عاشق بوده و یا فراتر از ان غم هجران گریبانش را گرفته و او را خفه می کرده است! یکی از زیباترین و لطیف ترین اشعار معاصر ما متعلق به فروغ...
  • سخت ترین شغل جهان.... (پنج‌شنبه 18 آذر 1395 21:35)
    سخت ترین شغل جهان چه شغلی است؟" کارگر معدن؟" "سرباز در خط مقدم؟ "کارگر حفاری وسط دریا تو دمای 50 درجه و شرجی؟" من نمی دانم! چون این شغل ها هیچ کدام شغلهای عادی و بخصوص شهری نیستند من یه ادم شهریم ! ....برای همین از شغل های غیر شهری و دنیای غیر شهری اطلاع زیادی ندارم ولی یادم هست که در یکی از...
  • اصفهان گردی..... (یکشنبه 14 آذر 1395 20:10)
    پنجشنبه گذشته به بازار رفتم که یک کلاه بخرم من فرصت کمی برای گردش در شهر دارم برای همین وقتی به میدان نقش جهان و بازار می روم انچنان حس خوب و تازگی دارم که انگار به مسافرت و یک جای جدید رفته ام دو سه سال پیش که دانشگاه نمی رفتم دوشنبه ها صبح سرکار نمی رفتم و با دوچرخه در بازار و بافت قدیمی اصفهان گردش می کردم و هر...
  • سیبیل! (شنبه 13 آذر 1395 13:50)
    ما یک مهمانی دوره ای داریم که ماهی یک بار و در باغ یکی از اقوام برگزار می شود چند وقتی است که برای هر مهمانی یک" تم" در نظر می گیرند حالا یا یک لباس متحد الشکل یا یک تیپ خاص ....مثلا در میهمانی قبلی قرار گذاشته شد که همه اقایان موهای خودشان را ماشین کرده و ریش بگذارند! که البته چون تیپ خیلی خفنی بود یه غیر...
  • این هم از کار ما! (چهارشنبه 10 آذر 1395 20:03)
    خانمی مسئول قسمت اجناس فله مثل تخم مرغ و سوسیس و کالباس است که هم متاهل است و هم بچه دارد و برای همین غیبتش زیاد است و وقتی ایشان غایب است بنده در ان قسمت انجام وظیفه می کنم! چند روز قبل ایشان غایب بودند و من ناچارا انجا مشتریها را راه می انداختم ان روز خانم تقریبا 50 ساله ای برای خرید امد که بعد از اینکه ایشان رفتند...
  • ارمان.... (چهارشنبه 10 آذر 1395 13:43)
    در یکی از شبکه ها فیلمی از تجمع کله سفیدهای امریکایی پخش می شد راستگرایان افراطی که از پیروزی ترامپ خوشحال بودند و از برتری نژاد سفید و اینکه ادمهای خوب و باهوشی هستند! و نباید با دیگر نژادها اختلاط داشته باشند صحبت می کردند....گزارشگر با یکی از انها که شاید پیرمردی هفتاد هشتاد ساله بود مصاحبه ای انجام داد ان پیرمرد...
  • مصرف گرایی.... (سه‌شنبه 9 آذر 1395 14:02)
    سابق یعنی دورانی که ما بچه بودیم مادرمان اسکناسی به ما می داد و می گفت برو یک بسته پودر سوخاری بخر یک مدل هم بیشتر نبود پول را می دادیم و یک بسته پودر سوخاری می گرفتیم و یا مثلا می گفت یه بسته ماکارونی بخر ماکارونی هم یه مدل بیشتر نبود ماکارونی رشته ای و ماکارونی فرمی هم فقط پیچ و صدف و تمام!.....تازه اغلب ماکارونی ها...
  • عصر تنهایی.... (دوشنبه 8 آذر 1395 17:38)
    در گذشته...اینکه می گویم در گذشته نه اینکه خیلی قدیم در حقیقت یک نسل قبل تر از ما یعنی دوران پدر و مادرهای ما و البته به شکل اصیلش دوران پدر بزرگ و مادر بزرگ های ما ادمها وقتی می خواستند غذا بخورند دور یک سفره می نشستند و غذا می خوردند خانواده ها هم پر جمعیت و پر تعداد شاید در حالت عادی 10 نفر سر یک سفر بودند چیز...
  • سبزی..... (یکشنبه 7 آذر 1395 21:32)
    ما اینجا بسته های سبزی خوردن می فروشیم که تمیز شده و ضد عفونی شده است انها را یک جوان تقریبا بیست و چهار پنج ساله می اورد از او نان هم می خریم نان های خانگی که در روستایی به اسم "کمشچه" که در روستایی نزدیک شهرکه به همین نام است پخته می شود و اینجا معروف است ما این سبزی ها را هر بسته 2500 می خریم و 3000 می...
  • مبال و اپارتاید! (جمعه 5 آذر 1395 19:14)
    در دانشگاه روبروی یکی از کلاس های ارشد یک توالت تمیز و دولوکس موجود است که بالای ان نوشته شده "توالت اساتید!"" ورود دانشجویان اکیدا ممنوع!" من هیچ نفهمیدم اینکه نوشته شده" اکیدا ممنوع!" این دقیقا یعنی چه ؟ یعنی اگر مثلا یک دانشجو به توالت اساتید برود دقیقا چه اتفاقی می افتد چون همانطور که...
  • حق گرفتنی است.... (دوشنبه 1 آذر 1395 21:22)
    به مناسبت 4 اذر روز منع خشونت علیه زنان انتخابات اخیر امریکا یکی از جالب ترین و بحث انگیز ترین انتخابات در طول تاریخ این کشور است که از زوایای مختلف حرف و حدیث زیاد دارد ولی می خواهم از یک جنبه کمتر دیده شده به مسئله نگاه کنم.... در یک طرف این انتخابات یک سیاستمدار زن با تجربه و زبده بود که در حقیقت منتخب نخبگان جامعه...
  • این دو زن..... (دوشنبه 1 آذر 1395 21:19)
    داستان اول:با شکم بزرگ! و لباس های خاکی سرو کله اش پیدا شد رنگش پریده و بشدت ترسیده کلاسور ویزیتش که مشخصات کالاها و عکس انها داخل ان است روی میزمی گذارد و روی صندلی می نشیند یکی از همکاران یک لیوان اب قند برایش درست می کند و به دستش می دهد دست هایش زخم های سطحی برداشته اب قند را می خورد و بعد از مدتی حالش بهتر می شود...
  • باغ (دوشنبه 24 آبان 1395 21:28)
    باغچه کوچکی بود مملو از گلهای زیبا و رنگارنگ اطلسی حسن یوسف یاس سفید شقایق شمعدانی ها گل های رز با گل های قرمز اتشین تا رز سفید و کبود و کاکتوس های کوچک گل های لاله و درخت سرو بلندی که وسط باغ بود و در حقیقت محترم ترین گیاه باغ بود همه به سرو احترام می گذاشتند حرفش را می شنیدند و در حقیقت بزرگ باغ بود ...... عشق بزرگی...
  • مردی که می خواست یک گربه باشد.... (شنبه 22 آبان 1395 21:52)
    تقریبا یک هفته پیش ساعت دو نیم بعد از ظهر به خانه رسیدم ناهار خوردم و در حالیکه بشدت خسته بودم و شب قبلش هم درست نخوابیده بودم به خواب عمیقی فرو رفتم بعد از چند دقیقه تلفنم زنگ خورد من هم ناگهان از صدای گوشخراش تلفن از خواب پریدم رییس بانک بود که با ادب و احترام فراوان گفت که مدارک وام تان یک امضا کم دارد و اگر می...
  • پیروزی پوپولیست. .... (چهارشنبه 19 آبان 1395 10:05)
    گاهی اوقات و در برخی شرایط برای برنده شدن در یک انتخابات لازم نیست یک نفر اندیشمند متخصص فرهیخته کارشناس و یا حتی ادم خوبی باشد برای برنده شدن شاید بیشتر از همه این چیزهایی که گفتم لازم است که ان شخص بتواند خوب صحبت کند و بخصوص طبقات پایین و کم سواد جامعه را با خودش همراه کند برای همین هم هست که در جوامع دموکراتیک...
  • وفاداری به اعداد..... (شنبه 15 آبان 1395 14:02)
    معمولا در جوامعی مثل ما دیگران نقش موثری در زندگی ما بازی می کنند مهم نیست این دیگران چه کسانی هستند پدر و مادرند برادرند همسرند یا افراد همه چیز دان.... مهم نیست بالاخره همیشه یکی هست که از شما بیشتر سرش بشود اگر بخواهی ازدواج بکنی یه نفر هست که از شما بیشتر ادمها را بشناسد و به شما بگوید چه کسی به درد شما می خورد و...
  • دوچرخه.... (چهارشنبه 12 آبان 1395 21:16)
    تقریبا دوسال پیش کارگری داشتیم که مرتب از مسیر رفت و امدش شاکی بود او جوانی تقریبا 20 ساله بود که تازه از خدمت سربازی امده بود و جوان پر انرژی و پر کاری بود و صبح تا شب و حتی روزهای تعطیل هم سرکار می امد خودش می گفت که من جایی ندارم برای همین هفت روز هفته از 8 صبح تا 11 شب سرکار بود کلا کار ما چون کار پر جنب و جوشی...
  • ارامش و عدالت.... (چهارشنبه 12 آبان 1395 13:42)
    چند روز پیش صبح زود برای ورزش به پارک رفتم هوا خوب بود و حسابی دویدم خیلی خوب بود روزهایی که صبحها ورزش می کنم ظهرش یک خواب شیرین و دلچسب به سراغم میاد البته من به طور کاملا موروثی خوش خواب هستم و مشکلی در زمینه خواب ندارم و به یاد ندارم برای خوابیدن تا به حال قرصی خورده باشم مگر در مواقعی که سرماخورده و تب داشته باشم...
( تعداد کل: 191 )
   1      2     3     4     5      ...      7   >>
صفحات
( تعداد کل: 191 )
   1      2     3     4     5      ...      7   >>
صفحات