X
تبلیغات
رایتل

داستانهای یک فروشگاه

خاطرات و داستانهای مدیر یک فروشگاه بزرگ

بومی سازی(قسمت سوم)

 

 ترم قبل درسی تحت عنوان تحقیق در عملیات داشتیم که همانطور که دوستان می دانند علمی کاربردی جالب و یکی از شاخه های علم ریاضی است استاد کتابی معرفی کرد که به چاپ های متعدد رسیده بود و ظاهرا به گفته استاد یکی از معتبرترین کتابهای اموزش دانشگاهی در این درس است و نوشته یکی از اساتید برجسته ریاضی دانشگاههای تهران است که کارنامه درخشان خودشان را روی پشت جلد کتاب درج کرده اند! چیزی که جالب است این بود که از همان ابتدا استاد گفت وقتی مثالهای کتاب را حل کردید و به جوابی متفاوت از کتاب دست پیدا کردید احتمالا جواب های شما درست است! چون بسیاری از مثال های کتاب اشتباه محاسباتی دارد و در حقیقت اشتباه حل شده و چند بار هم به استاد مربوطه نامه نوشته ایم که اشتباهات کتاب را اصلاح کند که اقدام نکرده اند....دوستانی که این درس را در دانشگاه گذرانده اند می داند که محاسبات در درس تحقیق در عملیات طولانی ولی کاملا ساده است یعنی مشتی جمع و ضرب ماتریس و دیگر هیچ! این یعنی نگارنده کتاب که استاد تمام دانشگاه است حتی به خودش زحمت نداده که دو نمره به یکی از دانشجویانش بدهد و از او به خواهد در ازای این دو نمره جمع و تفریق های کتابش را اصلاح کند!....کتابی دیگر در ترم گذشته برای منابع انسانی پاس کردیم تحت عنوان"مدیریت استراتژیک منابع انسانی " که نویسنده اش اقای پاول بوسلی است دو مترجم هم دارد که پسوند دکتر در پشت نام هایشان است و طبعا از اساتید دانشگاه هستند که اسمشان را نمی اورم به دوستانی که هم رشته و علاقه مندهستند توصیه می کنم این کتاب را بخوانند اینجا جای نقد این کتاب نیست فقط بگویم بدون هیچ اغراق و مبالغه ای می شود گفت که این کتاب با ترانسلیت گوگل ترجمه شده! انچنان ترجمه این کتاب بد و نامفهوم است که اگر این کتاب ترجمه نشده به ما داده می شد شاید بهتر بود و مملو از اشتباهات خنده دار مثلا در چندین قسمت از کتاب کشور نیوزیلند یک کشور اروپایی معرفی شده!( صفحه 305) و یا جمله ای در صفحه 125 این کتاب هست که "مشروعیت شناختی بر پایه پذیرش سازمان در صورت لزوم یا ناگزیر بر اساس یک حساب فرهنگی مسلم فرض شده است!" من از استاد پرسیدم معنی این جمله چیه که البته نه تنها ایشان بلکه 25 دانشجوی حاضر در کلاس هم نفهمیدند نویسنده منظورش چه بوده! این کتاب با ترجمه ای نا مفهوم و اینکه قابل تصور هم نیست که دو اقای دکتر بالاتفاق به این نتیجه رسیده باشند که مثلا نیوزیلند یک کشور اروپایی است! شاید بشود نتیجه گرفت که این کتاب توسط چند دانشجو بعنوان پروژه کلاسی ترجمه شده و بدون ویرایش چاپ شده است! .....اقای دکتری که دکتری خودش را از خارج کشور گرفته و رفتار مصرف کننده درس می دهد و طبعا باید برندهای معروف  را تا حدی بشناسد وقتی سر کلاس مثال نوشیدنی انرژی زای "هایپ" را زدم که یکی از معروفترین برندهای این محصول است با تعجب پرسیدند هایپ دیگه چیه!؟ ....

در این مدت تحصیلم چیزی که کاملا جای سوال دارد این است که اساتید علاقه زیادی به تدریس کتابهای دارند که خودشان نوشته اند که همگی بدون استثنا هیچ کشف جدیدی نیست و همگی خلاصه ای از کتاب های خارجی است یکی از اساتید یکی از کتاب های خودشان را که کتابی قطور و گرانقیمتی بود و صریحا خلاصه برخی کتاب های خارجی بود برای میان ترم معرفی کردند و بعد که همه دانشجویان کتاب ایشان  را خریدند و دیدند که کتابی است پر از نکته های ریز و حجیم که مناسب میان ترم نیست اعتراض کردند و استاد هم با خونسردی گفتند:اشکالی نداره! میان ترم را از همان کتاب اصلی می گیرم و این کتاب را هم داشته باشید و تابستان برای یادگیری بیشتر بخوانید!!....استاد محترم دیگر در دوره لیسانس در درس بازاریابی همان ابتدا صفحات کتاب را بین دانشجویان تقسیم کردند و قرار شد تا اخر سال هر دانشجو بیاید و خلاصه چند صفحه از کتاب را کنفرانس بدهد ساعت کلاس هم 2 تا 3 بعد از ظهر بود و هم استاد روی صندلی چرت می زد و بچه ها هم با موبایل هایشان بازی می کردند نوبت من که رسید خلاصه ان صفحات را گفتم و رو به استاد گفتم این بچه ها هر کدام کلی کرایه تاکسی داده اند تا خودشان را به کلاس رسانده اند و افراد شاغلی مثل من هم کلی از کارشان بیکار شده اند تا به اینجا بیایند همه این هزینه ها فقط برای این که خلاصه کتاب را بدون هیچ توضیحی بشنوند!؟......من از داخل کیفم دو مربا بیرون اوردم یکی 4000 تومان قیمت داشت و دیگری با همان وزن فقط 2000 تومان درب مرباها را هم باز کردم و دانشجویان از مربا چشیدند که ثابت شود تفاوت کیفی ندارند و تازه فروش ان مربای 4000 تومانی دو برابر 2000 تومانی است از دانشجویان پرسیدم چرا اینگونه است....بحث داغی در کلاس در گرفت که اخر کلاس خود استاد از من تشکر کرد.....

حرف و خاطره از این دست از دانشگاه زیاد دارم! ولی اینها را گفتم که وارد بحث بومی سازی علوم انسانی شوم وارد خود بحث نمی شوم و نمی دانم که ایا واقعا علم را می شود بومی سازی کرد یا نه ولی لااقل می شود گفت که متون دانشگاهی را که می خوانی حس می کنی برای درک بهتر دانشجو بهتر است تغییراتی کند مثلا وقتی در کتاب بازاریابی که بطور کامل ترجمه است مثالی از یک شرکت امریکایی در 20 سال قبل گفته می شود به نظر من این مثال مرده است و یا وقتی حتی دانشجو نمی تواند کلمه "وسینگهاوس" یا "کاترپیلار" را که برندهای خارجی هستند را حتی تلفظ کند شاید باید افرادی بیایند و کتابی بنویسند با همان اصول و چهارچوب ولی با مثال های بومی و با مشخصات و ویژگی های اقتصادی فرهنگی و اجتماعی داخلی ولی سوال من اینجاست که اگر هم مدعی باشیم که علوم انسانی باید بومی شود چه کسانی باید این کار را انجام دهند؟ مثلا در علم مدیریت این علم ثمره تحقیقات دود چراغ خوردن ها و زحمات شبانه روزی دهها دانشمند غربی و بطور مشخص اغلب امریکایی و انگلیسی است که بعضا تمامی عمرشان را که بالغ بر دهها سال می شود لباس کارگری پوشیده اند و کنار کارگرها و در دود و دم کارخانه ها کنار کارگران ایستاده اند تا ببینند چه باید کرد که ادمها را بهتر هدایت و کنترل کرد تا بهره وری و کارایی افزایش یابد مردان و زنانی که با زحمات شبانه روزیشان علمی را پدید اوردند که ان علمی که انسان را به کره ماه فرستاد و یا هواپیما و موشک های قاره پیما ساخت دردر مقابلش حقیر و کوچک می نماید چون اگر "مدیریت "سازمان و "سازماندهی "وجود نداشته باشد قدم از قدم نمی شود برداشت و انسان به دوران ما قبل صنعتی بر می گردد شما اگر به شرکت های پیشرو مثل گوگل و یا فیس بوک نگاه کنید و دقیق انها را بررسی کنید می بیند اولین دلیل پیشرو بودن انها مدیریت منابع انسانی برتر و سازماندهی متفاوت است  امارها می گوید  ایران یکی از چند کشوری است که بالاترین تعداد مهندس را در جهان دارد ایا این انبوهی از مهندس باعث شده که ما صنعتی شویم و در فن اوری حرفی برای گفتن داشته باشیم؟......من فکر می کنم مشکل ما این نیست که ایا می شود علوم انسانی را بومی کرد یا نه بلکه مشکل اینجاست ایا ما ادمهایی داریم که بتوانند این کار را انجام دهند!....

تاریخ ارسال: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 21:47 | نویسنده: مهرداد | چاپ مطلب
نظرات (7)
چهارشنبه 13 مرداد 1395 20:21
رویا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متاسفانه هرکسی هم یه تجربه ای از این موردا داره
من خودم وقتی دانشجو بودم یه تحقیقی ارائه دادم و کلی منابع و زحمت و فلان بعد رفتیم اتاق یکی از اساتید ،استاد همون درس هم اونجا بود و دوستم نمره اش رو پرسید ، تحقیقی هم که اون نوشته بود سه چهار صفحه از اینترنت خودشم تو سرویس نوشت اعتقادی به خوش نویسی هم نداشت..... موقع تحویل مثلا تحقیق هم دیدیم اسم خودشو و استاد رو هم یادش رفته که سریع بالای یکی از صفحه ها اسمشو نوشت....خب تصور کنید ایشون نمره اش رو پرسید گفت 6 بعد حالا التماس و خواهش کرد «که استاد این درس رو نیفتم» یه دفعه گفت« تحقیق هم نوشتم » استاد هم 5 نمره کاملش رو داد، بدون اینکه حتی زحمت یه نگاه سرسری رو به خودش بده ،بعد نمره منم خوند و گفت تو هم تحقیق داری و بعد نمره کامل منم داد
یعنی کلی تاسف خوردم برا اون همه تایپی که کرده بودم،اصول قواعد ،منابع ....هعیییییی
پاسخ:
وقتی اصالت مدرک است طبعا همه هم کمک می کنند که دانشجو مدرکش را بگیرد و خودش و دانشگاه را راحت کنه!
چهارشنبه 13 مرداد 1395 11:53
سانیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میدونید بزرگترین مشکل ما اینه هیچ چیز جای خودش نیست این اهم و فی دالاهم کردن مدارک افراد تفاوت زیادی ایجاد کرد و متاسفانه شکاف بزرگی . من یادمه سالی که م انتخاب رشته دبیرستان میکردیم بلا استثنا باید میرفتیم رشته ریاضی ..حالا من که بی هنر بودم ولی بودن افرادی که واقعاقابلیت درک از یک سری چیزها رو داشتندو حیف شدند حتی خودمن ریاضی اصلا مورد قبولم نبود بعدم وقتی کنکور دادیم اولویت اول شدمهندسی خوب اصلا کاری به اینکه این رشته ها خوب هستند یا بد ندارم به هیچ چیز اینهامهم اینه ما سرجای خودون نیستیم اگر من که فن سخنوری من بهتر از مطالعه بود تو مسیر بهتری قرار میگرفتم قطعاجواب بهتری هم میشد گرفت و خوب تلاش مضاعفی رو هم میکردم .تو این میان کسی رو میشناسم به دلیل علاقش رفت دنبال علوم انسانی و رشته جامعه شناسی رو خوند بینوا اینقدر درس خوند تا مقطع دکتری رفت ولی الان هیچی عایدش نشده و اصلا نمیتونه کاری انجام بده بدتر ازاون اینکه کلی تحقیق و رتجمه عالی داره در خصوص جامعه شناسی ولی بهایی بهش داده نمیشه من میبینم که اشکالات کتابهارو چهجور میگیره و تحلیل هاش چقدر زیباشت که البته بیشتر عمرش رو تو حراست و کمیته انضباطی و... گذرونده برای دفاع از ایده هاش ...
کاش فرهنگ سازی میشد که علوم انسانی پایه اصلی رشد و پرورش افراد هست از بدو تولد که این فقط یک رویاست یک رویای شیرین و دست نیافتنی تو جامعه ما
پاسخ:
همانطور که شما هم به درستی اشاره کردید یکی از مشکلات اصلی تحصیل و پژوهش در علوم انسانی اینه که اینده شغلی نا معلومی داره برای همین دانش اموزان نخبه کمتر وارد این رشته ها می شوند و در ضمن انگیزه برای کار هم کمتر میشه و نهادها باید از نظر مالی از محقق حمایت کنند که معمولا این ارگانها از پژوهشگر یک نتیجه جهت دار می خواهند!
چهارشنبه 13 مرداد 1395 11:00
یاسمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
من فکر میکنم اولین باره واستون پیام میزارم با اینکه تقریبا هر روز بهتون سر میزنم (با کمال شرمندگی)
ولی امروز به خوندن این قسمت یاد یک چیزی افتادم
بچه های دهه شصت و حتی الان می دونن وقتی کسی میرفت انسانی در دبیرستان رسما به عنوان یک تنبل درس نخون دارای تجدیدی بهش نگاه می کردن به طوریکه خیلی از دبیرستانها و پیش دانشگاهی های معروف اصلاااااا رشته انسانی نداشتند
نتیجه این میشد عده زیادی فارغ التحصیل در رشته های مهندسی بدون اینکه به زیربنای اینها یعنی مدیریت بهایی داده بشود
نتیجه میشد از همون رشته های مهندسی واسه مدیریت یک مکان استفاده می کردند و اونها هم با ازمون و خطا و دادن گاف و هزینه بسیار بالاخرههههههههههههههه مدیر می شدند
کلا اگر بخای زیر بنای یک کشور رو از بین ببری باید رشته های انسانی و مدیریتی رو در اون نابود کنید
یا حق
پاسخ:
درود به شما
با جمله اخر کامنت شما کاملا موافقم!
من هم بشدت به علوم انسانی علاقه مند بودم فقط در همین حد بگویم که حتی در دوران راهنمایی با معلم های دینی مرتب بحث داشتم! ولی بخاطر حرف مردم در دبیرستان ریاضی خواندم و در نهایت بی علاقگی هم در دانشگاه مهندسی مکانیک!....
چهارشنبه 13 مرداد 1395 07:26
رهگذر مانند...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بله. مثلا تو دانشگاه شریف، استاد یه مشت خزعبلات مینویسه پای تخته, میگی استاد ما گیج شدیم، میشه توضیح بدین دارین چی مینویسین؟
در جواب بگه: اره چیزای سختی مینویسم، نمیخواد زیاد اذیت کنید خودتون رو...
چون خودشم نمیفهمه اینا رو از کجا کپی کرده تو جزوه اش...
و هزاران مثال دیگر...
پاسخ:
باز هم در دانشگاه شریف فک کنم مشکلات کمتر باشه چون دانشگاه نخبگان است که نمی دانم دانشگاه شریف با این همه هزینه به چه درد این کشور می خورد در حالیکه اکثر فارغ التحصیلانش مهاجرت می کنند.....
تمام همکلاسی های من که در دانشگاه شریف درس خواندند الالن هیچ کدامشان در ایران نیستند....
چهارشنبه 13 مرداد 1395 02:40
مرمری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
سه‌شنبه 12 مرداد 1395 17:09
عطیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همونطور که گفتید اساتید ما اهل جمع کردن خلاصه هستن فقط. ترم اول ارشد، کلی کتاب ترجمه کردیم برای کار کلاسی و مطمئنم ک اساتید همونارو سرهم میکنن و جای ترجمه خودشون جا میزنن. امیدوارم اون انیمیشن "سوریلند" ک برای دانشگاس رو دیده باشید
بدبختانه هنوز کشور ما ب درجه ای نرسیده ک هر کس بتونه تو مسیری ک باید باشه قدم برداره. چرا ک اگر اینطور بود، موفقیتها و پیشرفت چندبرابر بود و روحیه افراد هم بالاتر.
من علوم ارتباطات گرایش روابط عمومی توی کارشناسی خوندم اما بعد از اینکه دنبال کار گشتم، دیدم اصلا بخش روابط عمومی رو آدم حساب نمیکنن و 90درصد کساییکه تو این بخشها کار میکنن، از اقوام روسا هستن ک برای بیکار نبودن اونجا هستن. حتی صداو سیما که ب نظرم خیلی جای مهمیه، همه کارمندای ر ع دیپلمه بودن. منم برای ارشد تغییر رشته دادم ب مالی، الانم مثل یک فروند خر در گل مانده ام و البته ناامید و افسرده. چراکه درس رو خوب نمیفهمم و ب تبع نمراتی ک مطلوبم هست رو هم نمیارم.
چقد درددل داشتم
پاسخ:
اتفاقا ان کلیپ را بارها دیدم و حتی یکی از بچه ها در محضر استاد با ویدئو به همه نشان داد!
اتفاقا مدیریت مالی رشته ای است که بازار کار عالی داره یعنی من شنیده ام که برای استادی دانشگاه در حال حاضر تقریبا در تمامی رشته ها اگر استخدام جدیدی وجود داشته باشه حتما شخص باید دکتری داشته باشه ولی مدیریت مالی یکی از معدود رشته هاییست که حتی برای مقطع فوق لیسانس هم برای استادی دانشگاه جای خالی وجود داره.....
سه‌شنبه 12 مرداد 1395 13:39
سعید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
متاسفانه مدرک گرایی بر مملکت غالب هست. خیلی دانش و معلومات مهم نیست. اون ترجمه رو هم احتمالا دانشجوها انجام دادن و اساتید گرامی نخونده به زیور طبع آراستند.
این بحث بومی کردن علوم انسانی هم فقط شعار هست. مرد عمل وجود نداره
پاسخ:
درود به اقای دکتر
کاملا با نظر شما موافقم.....
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.